چنتا نوجوون تو مسير که ميومده بهش متلک انداختن

يبار دوستم برام تعريف کرد که چنتا نوجوون تو مسير که ميومده بهش متلک انداختن و اون روز که روز سردي بود بهش گلوله برفي پرت ميکردن, قرار بود حرفاي مهمي بزنيم, ولي اين اتفاق و حس به وجود اومده ازش, همه وقت کمي که داشتيم رو ازمون گرفت…

This post is also available in: English

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *