12-11 سال داشتم که در کوچه اي به سمت مدرسه ميرفتم

12-11 سال داشتم که در کوچه اي به سمت مدرسه ميرفتم. کوچه خلوت بود و ناگهان مردي از يکي از کوچه هاي فرعي بيرون اومد و از پشت محکم من را گرفت. من چنان ترسيده بودم که بدنم شل شده بود و نميتوانستم کاري انجام دهم يا حتي جيغ بزنم. در حال تقلا بودم که ماشيني وارد کوچه شد تا آن مرد فرار کند. از آن زمان تا کنون فکري که ذهن مرا مشغول ميکند اين است که اگر آن ماشين وارد کوچه نميشد چه اتفاقي ميافتاد و چه تأثير مخربي ميتوانست در من باقی بگذارد.

This post is also available in: English

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *